×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true

ویژه های خبری

true
    امروز  یکشنبه - ۱ خرداد - ۱۴۰۱  
true
false

نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران یکی از بخش‌های مهم در بین نیروهای مسلح به شمار می رود. خلبانان این نیرو در هنگام حمله بعثی‌ها با اجرای عملیات‌های مختلف علیه دشمن در مقابل آن ایستادگی کردند. نیروی هوایی ارتش در دفاع مقدس به طور کلی چهار وظیفه اصلی را انجام می‌داد که عبارتند از؛ شناسایی هوایی، ترابری هوایی تاکتیکی، انهدام زیرساخت‌های اقتصادی و نظامی رژیم بعث عراق و دفاع از تاسیسات زیربنایی کشور.

مهم‌ترین بخش فعالیت این نیرو را باید طراحی و اجرای عملیات‌های مهمی همچون حمله به الولید یا اچ ۳، حمله به اوسیراک، کمان ۹۹، بمباران شهر کوت و بسیاری دیگر عنوان کرد. خلبانان حاضر در این عملیات‌ها زا بین دلاورانی هستند که برخی بسیار برای ما آشنا هستند و برخی دیگر نیز کمتر. در کنار مهارت‌های بالا باید به شجاعت و نبوغ خلبانان ایرانی نیز اشاره کنیم که نه تنها توسط مسئولان کشورمان بلکه در بسیاری از نقاط جهان نیز مورد ستایش قرار گرفتند. 

امیر شهید سرلشکر خلبان ابوالحسن ابوالحسنی‌درون‌کلا یکی از همین نوابغ و اعجوبه های پرواز است که در ادامه او را معرفی می کنیم.

ماجرای یک پرواز بی‌بازگشت به سد دوکان

کدام خلبان شهید به تاسیسات بعثی‌ها آسیب زد؟

این خلبان شهید نیروی هوایی ارتش ۲۸ خرداد سال ۱۳۲۹ در شهر بابل چشم به جهان گشود. دوران کودکی و تحصیلاتش را در زادگاهش گذراند. پس از دریافت دیپلم طبیعی در سال ۱۳۴۷  وارد آموزشگاه همافری نیروی هوایی شد. ابوالحسن بسیار به خلبانی علاقه داشت و به همین علت هم پس از مدتی به دانشکده خلبانی وارد شد. دوره‌های مقدماتی پرواز را در ایران طی کرد و دوره‌های تکمیلی در آمریکا.  

او در سال ۱۳۵۳ بود که وینگ و نشان خلبانی را دریافت کرد و خلبان شد. جنگنده F-۵ هواپیمای تخصصی او بود و سال‌های بعد بعنوان استاد خلبان نیز انجام وظیفه کرد. با آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران اسلامی، ابوالحسن و دوستانش همپای یکدیگر به سوی دفاع از کشورمان پرداختند. از ابتدای آغاز جنگ تحمیلی ماموریت‌های بسیاری انجام داد و از مردم کشورمان دفاع کرد. حدود ۳۰ روز بعد از نخستین پروازش در دفاع مقدس، ماموریت مهمی به او و دوستش واگذار شد.  

ماجرای یک پرواز بی‌بازگشت به سد دوکان

خورشید پنحمین روز از آذر ۱۳۵۹ به نیمه ظهر رسیده بود که دستور پرواز برای او و همرزمش صادر شد. قرار بود که آن‌ها در یک ماموریت برون مرزی بان نام بمباران تأسیسات برق سد دوکان پرواز کنند. ماموریت با موفقیت انجام شد. اما در هنگام بازگشت به کشور، یک فروند موشک پدافندی دشمن به هواپیمایش برخورد و سقوط کرد. صلیب سرخ جهانی روز ۲۲ شهریور ۱۳۶۰ به خانواده اش اعلام کرد که او شهید شده و هنوز هم پیکر مطهر شهید خلبان بمدت ۳۵ سال هنوز مفقود الاثر است.

از این شهید گرانقدر دو فرزند به یادگار مانده است که پسرش قهرمان هوایی ایران مهندس گرافیک و دختر گرامی‌اش نیز پزشک هستند.

ماجرای یک پرواز بی‌بازگشت به سد دوکان

روایتی از عروج، این‌بار در کلام خواهر

خواهر شهید ابوالحسنی درباره روز شهادت برادرش گفت: شب پنجمین روز آذرماه بود که از نیروی هوایی با ما تماس گرفته و گفتند: شهید ابوالحسنی صبح برای انجام مأموریت رفتند که هواپیمایش مورد اصابت دشمن قرارگرفت و برنگشت. در زمان اعلام این خبر، مادرم در حال نماز خواندن بود، اما با توجه به فاصله‌ای که با ما داشت حالش تغییر کرد گویا الهام شده بود که فرزندش شهید شده و آن حس مادرانه به او فهماند که خبری است.

شهید در زمان جنگ مأموریت‌های برون‌مرزی متفاوتی را انجام می‌داد. در یکی از عملیات‌ها مأموریتش هدف قرار دادن پلی در بصره بود. شهید در مورد این عملیات گفته بود: ما چند هواپیما برای اجرای این عملیات بوده‌ایم وقتی در محل مأموریت حضور پیدا کردیم، دیدیم که ماشین‌های شخصی از روی پل در حال عبور هستند، اما باوجود خطر جانی که برای‌شان وجود داشت دور زدیم تا ماشین‌های شخصی را مورد هدف قرار ندهیم و بعد از برگشتن و خالی شدن پل آن را مورد هدف قراردادیم.

او در خاطره‌ای دیگر می‌گوید که شهید بر روی حجاب خیلی تأکید داشت. شهید عکسی از آمریکا برای من فرستاده بود و در پشت عکس نوشت: «خواهر من چیزی که برای یک زن باارزش است، حفظ حجاب است. خواهر من در هر مرحله زندگی‌ات آن اصل زینبی بودن، زینبی زندگی کردن و حفظ حجاب و عصمت را فراموش نکن.» شهید برای هرکدام از ما نصیحت خاصی را ارسال می‌کرد.

ماجرای یک پرواز بی‌بازگشت به سد دوکان

شهادت، راهی که مسافرانش هیچ‌گاه پشیمان نیستند

شهید ابوالحسنی تنها شهید نیروهای مسلح و نیروی هوایی ارتش نیست. در تاریخ این نیرو و همه نیروهای مسلح کشورمان اسامی شهدا و ایثارگران بسیاری به چشم می خورد. آن هایی که عقیده‌شان این بود؛ هیهات منا الذله. یعنی تا جان در بدن داریم باید جنگید و دشمن را از خانه بیرون کرد.

انتهای پیام/

true
برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true